ابو الفضل مير محمدى زرندى

230

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

را بخواهد ولىّ ، اخذ كند . راوى عرض مىكند : آيا پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) نفرموده « الولاء لمن اعتق » فرمود : اين سايبه ( بى ولىّ ) است و نمىشود ولاى او با كسى باشد كه مثل او عبد است . راوى عرض مىكند : هر گاه آزاد كننده مذكور ضامن جريره او بشود آيا صحيح است و از او مىتواند ارث ببرد ؟ فرمود : نه ، عبد هرگز از شخص حرّ ، ارث نمىبرد . . . سپس مرحوم فيض به معناى جملاتى كه در روايت است مىپردازد « 1 » . از اين حديث شريف استفاده مىشود : هر گاه معتق ( آزاد كننده ) حر باشد از آزاد شده ارث مىبرد و لكن رقّيّت ( عبد بودن ) مانع از بردن ارث است چنانچه گذشت . و نيز مرحوم فيض روايت ديگرى را از ابن سنان و او از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه امام ( عليه السلام ) فرمود : هر گاه كسى با قرارداد ، ولايت ديگرى را قبول كند و راضى به آن شود ديه و خسارات جنايت آن فرد ديگر ، به عهدهء او است و ( در قبال آن ) از او ارث مىبرد « 1 » . پس با توجه به مطالب بالا عقد ضمان جريره مستلزم ارث است در صورتى كه وارث ، نسبى و معتق نباشد و تفصيل مسئله در فقه عنوان شده است . 3 - و اما ارث انبيا و امامان معصوم نيز در اسلام ثابت و بنا به آنچه در كتاب شريف جواهر ديده مىشود مورد اجماع ( منقول و محصل ) مىباشد « 3 » و از پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) روايت شده كه فرمود « انا وارث من لا وارث له » : من از كسى كه وارث ندارد ارث مىبرم « 4 » . و اخبار زيادى بر آن دلالت دارد كه قسمتى از آن را ذكر مىنماييم . أ - مرحوم فيض كاشانى از عمار بن ابى الاحوص از امام صادق ( عليه السلام ) حديثى نقل مىكند كه : هر چيزى و كسى كه ولايت آن با پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) باشد پس از آن حضرت ولايتش با امام است و امام ضامن ديه جنايت و وارث او است « 5 » . ب - و نيز عقرقوئى از ابو بصير از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مىكند كه

--> ( 1 ) وافى ، كتاب المواريث ، ميراث الموالى ، باب 155 . ( 3 ) جواهر الكلام ، ج 39 ، ص 17 . ( 4 ) تفسير البيان تأليف آية اللّه خوئى نقل از المنتقى ج 2 ، ص 462 از احمد و ابن داوود و ابن ماجه . ( 5 ) وافى ، كتاب المواريث ، ميراث الموالى ، باب 155 .